تبلیغات
وبلاگicon
ازدواج موقت - گفتگوی ماموران عذاب با حضرت لوط علیه السلام
تاریخ : دوشنبه 23 مرداد 1391 | 02:19 ق.ظ | نویسنده : صادق

سرانجام ماموران عذاب به صورت بشر از حضور حضرت ابراهیم خارج شده و به حضور لوط وارد شدند لوط جوانان زیبایی دید ودر این موقع مشغول آبیاری زراعتش بود به آنها گفت :شما كیستید؟

آنها گفتند : ما مسافران راه هستیم امشب مایلیم مهمان تو باشیم.

لوط با توجه به قوم منحرف و زشتكارش از یك سو و ورود جوانان زیبا از سوی دیگر در فشار روحی قرار گرفت كه چه كند اگر این جوانان را مهمان كند ترس آبروریزی است این فكر چنان او را ناراحت كرد كه به خود گفت : امروز روز سخت و وحشتناكی است.

اما لوط مهمان نواز چاره ای جز این نداشت كه مهمانان را به خانه خود ببرد آنها را به سوی خانه اش راهنمایی كرد ولی برای این كه آنها را از ماجرا با خبر كرده باشد در وسط راه چند بار به آنها گفت :این شهر مردم زشتكاری و منحرفی دارد تا اگر میهمانها توانایی مقابله دارند حساب كار خود را كرده باشند.

در بعضی از روایات آمده : لوط آنقدر مهمانهای خود را معطل كرد تا شب فرا رسید شاید در تاریكی دور از چشم آن قوم شرور و آلوده بتواند با حفظ  آبرو از آنان پذیرایی كند .

به هر حال مهمانان وارد خانه لوط شدند همسر لوط بر پشت بام رفت و آتش روشن كرد قوم شرور فهمیدند كه امشب در خانه لوط چند نفری به مهمانی آمده اند. و از هر سو به سرعت به سوی خانه لوط (ع) هجوم آوردند.

وقتی كه قوم شرور به خانه لوط (ع) رسیدند به لوط گفتند : آیا ما تو را از جا دادن مردم نقاط دیگر منع نكرده ایم ؟

لوط(ع) كه هوی و هوس آنها را می دانست سخن ازدواج ( كه امری طبیعی برای ارضای غریزه جنسی و بقای نسل است ) به میان آورد و فرمود : (( اینها دختران منند برای شما پاكیزه ترند)) با آنها ازدواج كنید و از عمل شنیع لواط دوری كنید از خدا بترسید و مرا در میان مهمانهایم  رسوا نكنید .

آیا در میان شما یك نفر دارای رشد و غیرت نیست؟

آنها در پاسخ گفتند : تو كه میدانی ما میلی در دختران نداریم و خوب میدانی كه ما چه می خواهیم .

وقتی كه حضرت لوط  از آن قوم اصلاح نا پذیر مایوس شد گفت كاش دارای نیرو و یا تكیه گاه و پشتیبان محكمی بودم آنگاه می دانستم با شما پسفترتان چه كنم !

آری لوط در این هنگام از غربت و بی كسی خود یاد كرد و گفت :اگر نیرویی میداشتم  چنین خوار و گرفتار شما نمی شدم ودر برابر تعدی وگزند شما دفاع میكردم و در مقبل فشار شما مقاومت می نمودم.

عجبا حتی یك مرد سالم و غیرتمند نبود كه به پشتیبانی از لوط برخیزد .

حاكی است كه اگر یك انسان عاقل و فهمیده و متعهد در میان شما بود كار شما به افتضاح و رسوایی نمی كشید



طبقه بندی: همجنسگرایی، داستان و حکمت ها،