تبلیغات
وبلاگicon
ازدواج موقت - خبر دادن دختر حضرت لوط به پدر خود
تاریخ : دوشنبه 23 مرداد 1391 | 02:17 ق.ظ | نویسنده : صادق

فرشتگان مامور عذاب وقتی كه از ابراهیم (ع) جدا شدند و به صورت جوانان زیبا به شهر سدوم روانه گشتند چون به دربازه شهر رسیدند دختری را دیدند كه از چاه آب می كشید از او خواستند كه آنها را پذیرایی كند آن دختر در مورد قوم شرور لوط درباره جوانان تازه وارد نگران شد و در وجود خود نیرویی برای حمایت ایشان ندید و خواست در یاری  آنها از پدرش استمداد كند او دختر لوط بود از این رو مهلت خواست و نزد پدر رفت و ماجرا را گفت .

حضرت لوط از شنیدن این خبر سخت نگران شد و درباره خصوصیات آن جوانان از دخترش توضیح خواست و برای یافتن بهترین راه با دخترش به گفتگو پرداخت و شاید از پذیرفتن و استقبال از واردین مردد بود و فكر می كرد از پذیرفتنشان معذرت بخواهد یا حقیقت حال را برای آنها بگوید تا به زحمت نیفتد ولی مهر و محبت و مهمان نوازی لوط (ع) او را بر آن داشت كه مخفیانه دور از دید مردم به استقبال واردن برود. آنها را با كمال احترام به منزل بیاورد .با توجه به این كه قوم لوط " لوط را از مهمان كردن غریبان منع كرده بودند . سرانجام لوط به تصمیم خود عمل كرد و به استقبال جوانان تازه وارد رفت وبا كمال احترام دور از دید مردم آنها را به خانه آورد و در خانه را به روی آنها بست تا كسی مطلع نشود.

به این ترتیب حضرت لوط در شرایط بسیار سخت خصلت مهمان نوازی خود را به خوبی انجام داد كه بعد معلوم شد كه آن جوانان فرشتگان مامور عذاب هستند.




طبقه بندی: داستان و حکمت ها،