تبلیغات
وبلاگicon
ازدواج موقت - چگونگی عذاب وحشت بار قوم لوط
تاریخ : دوشنبه 23 مرداد 1391 | 02:15 ق.ظ | نویسنده : صادق

از آنجا كه قوم سركش لوط فساد را از حد گذراندند وبه جای پذیرش راهنماییها و نصیحت های حضرت لوط او را تهدید به تبعید كردند و سالها بر این وضع نكبت بار ادامه دادند و درست به عكس فرمان خدا همه چیز را وارونه نمودند خداوند نیز مجازات آنها را به تناسب كارهای وارونه آنها وارونه كردن زمین قرار داد و به جای آب باران سنگباران كرد.

اینك اصل ماجرا :

وقتی كه مهمانان ( فرشتگان به صورت جوانان زیبا ) در خانه لوط بودند.

 لوط  از یكی از آنها پرسید كیستید؟

او گفت : من جبرئیل هستم.

لوط  گفت : چه ماموریتی داری ؟

جبرئیل گفت : ماموریت هلاكت قوم را دارم .

لوط گفت : همین الان؟

جبرئیل گفت:آیا صبح نزدیك نیست.

معلوم شد كه لحظه هلاكت در پایان شب صورت می گیرد.در این هنگام قوم شرور و زشتكار سر رسیدند و در خانه لوط را شكستند و وارد خانه شدند جبرئیل با بال پر خود محكم به صورتشان زد به طوری كه چشمانشان محو و نابینا شد.

وقتی آنها چنین دیدند دریافتند كه عذاب فرا رسیده. جبرئیل به لوط گفت تو با افراد خانواده ات شبانه دور از دید مردم از شهر بیرون برو جزء همسرت كه او باید در شهر بماند و جزء عذاب شدگان است.

در میان قوم لوط فردی زیركی بود كه به قوم خود گفت : عذاب فرا رسیده نگزارید لوط و خانواده اش از شهر بیرون روند چرا كه تا او در میان شماست عذاب نخواهد آمد آنها خانه لوط را محاصره كردند تا نگزارند لوط از خانه بیرون رود ولی جبرئیل ستونی از نور را در جلوی لوط قرار داد وبه او گفت در میان نور بیا كسی متوجه نخواهد شد لوط وخانواده اش به این ترتیب از درون نور از شهر بیرون رفتند همسر گناهكار لوط از جریان مطلع شد خداوند سنگی را به سوی او فرستاد واو هماندم به هلاكت رسید وقتی كه طلوع فجر شد چهر فرشته هر یك در یك ناحیه شهر قرار گرفتند و آن سرزمین را تا هفت طبقه اش جدا كردند و به سوی آسمان بردند به طوری كه آن سرزمین نزدیك آسمان شد كه اهل آسمان صدای سگها و خروسهای شهر آنها را می شنیدند.

سپس آن سرزمین را بر سر قوم شرور لوط وارونه كردند و پس از آن سنگهای از سجیل ( گلهایی متحجر متراكم) كه نزد پروردگار نشاندار بود آنها را نشانه گرفت و بر آنها بارید وبه این ترتیب شهرهایشان واژگون شد وخودشان نابود شدند.



طبقه بندی: داستان و حکمت ها،