تبلیغات
وبلاگicon
ازدواج موقت - آیا متعه نسخ شده است؟
تاریخ : پنجشنبه 22 تیر 1391 | 05:50 ق.ظ | نویسنده : صادق

آیا متعه نسخ شده است؟

علما ی اهل سنت چنین می گویند که متعه اگر چه در ابتدا مباح بوده است ولی در ادامه نسخ شده است . در مورد این نسخ سه قول وجود دارد :

 

1- نسخ با آیه سوره مومنون : 

عده ای از ایشان ادعا کرده اند که متعه با نزول آیه شریفه ذیل نسخ شده است :


 وَالَّذِینَ هُم لِفُرُوجِهِم حَافِظُونَ إلَّا عَلَی أزوَاجِهِِم أو مَا مَلَکَت أیمَانُهُم (سوره مومنون آیات 5و6)


 و کسانیکه پاکدامنند ؛ مگر در مورد همسرانشان یا و یا کنیزکانی که مالک آنها می شوند.

 

ایشان ادعا کرده اند که در این آیه تنها نزدیکی با همسران و کنیزان جایز دانسته شده است و زن در متعه هیچ کدام از این دو نیست پس نزدیکی باوی حرام است .


متعه نکاح ( ازدواج است ) :

قطعا این استدلال برای اثبات نسخ متعه مردود است ؛ زیرا همانطور که در ابتدا گذشت متعه به اقرار علماء اهل سنت ، ازدواج است ؛ پس در مفاد این آیه داخل شده و حلال است .


آیه سوره مومنون مکی است و آیه متعه مدنی :


 جدا از این نکته که این سوره مکی است و آیه متعه مدنی ؛ پس این آیات نمی تواند ناسخ حکم متعه باشد .


روایاتی از اهل سنت صریحا نسخ را منکر می شود :


جدای از ادله گذشته ( مانند کلام عمر و عمل صحابه ) و ادله ای که در پاسخ به بحث غزوه خیبر مطرح خواهد شد ؛ که صریحا دلالت بر عدم ورود نسخ برای متعه دارد . 


2- نسخ با آیه میراث : 


ایشان ادعا می کنند که در متعه ارث نیست ؛ پس آیه میراث که ارث را برای همسر اثبات می کند ناسخ حکم متعه است .

 

در جواب باید گفت : 


ارث نبردن در متعه نظر همه علمای شیعه نیست :

 ارث نبردن در متعه نظر همه علما نیست . بلکه عده ای میراث را در آن به طور مطلق یا مشروط جاری می دانند . یعنی اگر شرط ارث بکند ارث می برد و گرنه خیر.


فتوای مطلق نظر عده ای از علما مانند قاضی ابن براج است :

 

 جامع الشتات میرزای قمی ج 4 ص 390


 

 و فتوای مشروط نظر عده ای از علما مانند آیت الله خویی و نیز آیت الله اراکی است :


 

 توضیح المسائل آیت الله خویی ص434 شماره 2434


 

توضیح المسائل آیت الله اراکی ص 448 شماره 2439


 

 پس طبق نظر ایشان نمی توان آیه ارث را ناسخ  حکم متعه گرفت بلکه تنها این آیه، در متعه حکم ارث را ثابت می کند .

 

می توان ادله متعه را ناسخ و یا مخصص ادله ارث گرفت :


روایاتی که دلالت بر عدم نسخ حکم متعه می کنند - و در بحث بعدی ذکر خواهند شد - شاهد بر این مطلب هستند که ادله متعه یا ناسخ حکم ارث در ازدواج موقت است یا مخصص ؛ نه مثل آنچه که بعضی از اهل سنت ادعا می کنند.


طبق نظر اهل سنت هم ، ارث مربوط به همه ازدواج ها نمی شود :


خود اهل تسنن هم در بسیاری موارد در ازدواجها میراث را باطل می دانند :


مثلا در فرضی که یک مسلمان با زنی از اهل کتاب ازدواج کند و بمیرد به اجماع مسلمانان آن زن از وی ارث نخواهد برد . یا اگر همسری شوهر خود را بکشد از وی ارث نخواهد برد ؛ پس حکم ارث بردن از لوازم ازدواج نیست تا در صورت نبودن آن حکم به بطلان ازدواج کنیم . بلکه از فروعی است که در بعضی حالات بر ازدواج بار می گردد.


این آیات قبل از آیه متعه نازل شده است پس ناسخ نیست:


این آیات قبل از آیات متعه نازل شده اند پس نمی توانند ناسخ آن باشند .


 روایاتی از اهل سنت صریحا نسخ را منکر می شود :


و این ادله ، جدای از ادله ایست که در گذشته ( مانند کلام عمر و عمل صحابه ) مطرح شد و یا در پاسخ به بحث غزوه خیبر مطرح خواهند گشت ؛ که صریحا دلالت بر عدم ورود نسخ برای متعه دارند .


نسخ با نهی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در غزوه خیبر: 


عده ای از ایشان ادعا می کنند که متعه با نهی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در غزوه خیبر یا بعد از آن نسخ شده است  ؛ حتی عده ای می گویند متعه چندین بار نسخ شده و دوباره حلال شد.

تفسیر القرطبی ج 5 ص 130 


کلام صحابه و خود عمر درعدم نسخ حلیت متعه توسط رسول خدا و نسخ آن توسط عمر!!!


ظاهر کلام عمر بن خطاب ( در مورد تحریم شدن متعه توسط وی) این است که در زمان رسول خدا نسخی نبوده است . زیرا می گوید : این دو متعه در زمان رسول خدا بودند و من  از آنها نهی می کنم .


 این جمله صریح در مدعای ماست .


نیز اگر چنین بود ( یعنی واقعا در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نسخ صورت گرفته بود یا لا اقل عمر می خواست چنین تظاهر کند ) باید می گفت من از آن دو نهی می کنم چون رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از آن نهی کردند ولی شما نشنیدید ؛ یا در قرآن نسخ آن مطرح شده است و شما نمی دانید . لذا اگر کسی مخالفت کند وی را عقاب می کنم . (همانطور که ابو بکر در ماجرای ارث نبردن از رسول خدا چنین ادعایی کرد و روایتی از رسول خدا ذکر کرد که غیر از وی احدی آن را از ایشان نقل نکرده است . یا خود وی در مورد رجم شبیه این مطلب را ادعا نمود  ) و راه معقول برای جلو گیری صحابه از این عمل ، همین است که سنت رسول خدا را به ایشان یاد آور شد .


کلام فخر رازی در توجیه کار عمر :

حتی فخر رازی &ndash از علمای متعصب اهل سنت - هم این مطلب را پذیرفته است ؛ اما می گوید که ما مجبوریم  که این روایت را از ظاهرش بر گردانده و بگوییم  که نسخ متعه و نهی رسول خدا تنها به عمر رسیده بود و به باقی صحابه کرام مانند علی بن أبی طالب ، ابن عباس ،ابن مسعود ،ابی بن کعب ، جابر  سعد بن أبی وقاص و... نرسیده است !!! زیرا اگر چنین نکنیم لازمه اش اعتقاد به دخل و تصرف عمر در احکام دین و تکفیر وی اس !!!


تفسیر كبیر ، ج&rlm10 ص&rlm53

این مطلب خود بیانگر پاسخ ما نیز هست که مگر می شود نهی از چنین مطلبی از این تعداد از بزرگان صحابه پنهان بماند؟


راوی روایت نسخ توسط رسول خدا کیست؟


 

 جالب اینجاست که روایات دال بر نسخ عمدتا به شخصی به نام سبرة می رسد که در هیچ کدام از کتب رجالی و تاریخی ذکری از وی نیست . تنها وقتی بحث متعه می رسند می گویند روایت سبرة دال بر نسخ است ووقتی به اسم سبرة می رسند می گویند وی راوی روایت نسخ متعه است .


تعارض این روایت با روایات عدم نسخ توسط رسول خدا :


روایاتی که نسخ را ادعا می کنند با روایاتی که صریحا نسخ را نفی می کنند معارض است . زیرا در این روایات آمده است که نه نسخی در قرآن نازل شد و نه رسول خدا از آن نهی فرمودند . بلکه عمر آن را طبق نظر خود حرام کرد .


 4246 حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ حَدَّثَنَا یَحْیَى عَنْ عِمْرَانَ أَبِی بَكْرٍ حَدَّثَنَا أَبُو رَجَاءٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ حُصَیْنٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَال أُنْزِلَتْ آیَةُ الْمُتْعَةِ فِی كِتَابِ اللَّهِ فَفَعَلْنَاهَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَلَمْ یُنْزَلْ قُرْآنٌ یُحَرِّمُهُ وَلَمْ یَنْهَ عَنْهَا حَتَّى مَاتَ قَالَ رَجُلٌ بِرَأْیِهِ مَا شَاءَ


 آیه متعه در کتاب خدا نازل شد . پس ما آن را در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم انجام دادیم و قرآنی (آیه ای) نازل نشد تا آن را حرام  کند و رسول خدا هم از آن نهی نفرمودند . در این هنگام  شخصی طبق نظر خودش هرچه خواست گفت ( متعه را حرام کرد)


صحیح بخاری ج4 ص1642 كتاب التفسیر، باب قوله تعالى«یا أیّها الذین آمنوا لا تحرّموا طیّبات ما أحل اللّه لكم» (المائدة 87) 


در ذیل این روایت بسیاری از شارحین گفته اند که مقصود از "رجل" عمر بن خطاب است که با نظر خودش متعه را حرام کرد : 


غوامض الأسماء المبهمة ج2 ص792 - الجمع بین الصحیحین ج1 ص349 - شرح النووی على صحیح مسلم ج8 ص205- فتح الباری ج3 ص433  و ج8 ص186چاپ دار المعرفة بیروت و ...


روایت جابر نیز سابقا نقل شد که صریحا در آن می گوید ما در زمان رسول خدا و ابو بکر و ابتدای زمان عمر متعه می کردیم . تا اینکه عمر از آن نهی کرد .


پس از خدا و رسولش در این زمینه نهی صادر نشده است .


نیز از حکم بن عتیبة از فقهای مشهور تابعین نقل شده است که آیه متعه نسخ نشده است :


حدثنا محمد بن المثنى قال ثنا محمد بن جعفر قال ثنا شعبة عن الحكم قال سألته عن هذه الآیة   والمحصنات من النساء إلا ما ملكت أیمانكم   إلى هذا الموضع   فما استمتعتم به منهن   أمنسوخة هی قال لا


شعبه می گوید از حکم در مورد آیه متعه سوال کردم که آیا نسخ شده است ؟ گفت : نه 


تفسیر الطبری ج5 ص13